Home / Literature / مولوی / سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : اندر آن که بود اشجار و ثمار

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : اندر آن که بود اشجار و ثمار

 

‬‫بقیهٔ قصهٔ آن زاهد کوهی کی نذر کرده بود کی میوهٔ کوهی از درخت باز نکنم و درخت نفشانم و کسی را نگویم صریح و کنایت کی بیفشان آن خورم کی باد افکنده باشد از درخت

.

اندر آن که بود اشجار و ثمار
بس مرودی کوهی آنجا بی‌شمار

گفت آن درویش یا رب با تو من
عهد کردم زین نچینم در زمن

جز از آن میوه که باد انداختش
من نچینم از درخت منتعش

مدتی بر نذر خود بودش وفا
تا در آمد امتحانات قضا

زین سبب فرمود استثنا کنید
گر خدا خواهد به پیمان بر زنید

هر زمان دل را دگر میلی دهم
هرنفس بر دل دگر داغی نهم

کل اصباح لنا شان جدید
کل شیء عن مرادی لا یحید

در حدیث آمد که دل همچون پریست
در بیابانی اسیر صرصریست

باد پر را هر طرف راند گزاف
گه چپ و گه راست با صد اختلاف

در حدیث دیگر این دل دان چنان
کب جوشان ز آتش اندر قازغان

هر زمان دل را دگر رایی بود
آن نه از وی لیک از جایی بود

پس چرا آمن شوی بر رای دل
عهد بندی تا شوی آخر خجل

این هم از تاثیر حکمست و قدر
چاه می‌بیینی و نتوانی حذر

نیست خود ازمرغ پران این عجب
که نبیند دام و افتد در عطب

این عجب که دام بیند هم وتد
گر بخواهد ور نخواهد می‌فتد

چشم باز و گوش باز و دام پیش
سوی دامی می‌پرد با پر خویش

مولانا جلال الدین محمد بلخی –  مولوی

Telegram Channel

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*