Home / Literature / شعرای افغانی / سروده ای از ‫لينا روزبه حيدری‬ : شکست غرور‬

سروده ای از ‫لينا روزبه حيدری‬ : شکست غرور‬

 

 

‫‬
شکست غرور‬‬

*

‫ روزی بود که به خيال خام خود‬
‫ فکر ميکردم که سرنوشت را‬
‫ به دلخواه خود با سر انگشت روزگار‬
‫ روز به روز بر اوراق زندگيم‬
‫ خواهم نوشت‬
‫ و تقدير را باور نداشتم‬
‫ وقتی مرتاض سياه سوخته هندو‬
‫ در مهره های رمل اش‬
‫ خط های معوج کوچک و بزرگ دستم را‬
‫ با چشمانی از حدقه بيرون‬
‫معنا ميکرد‬
‫ هنوز تقدير را باور نمی کردم‬
‫ ‬
‫ روزی بود که با تکه شيشه يی شکسته‬
‫ خط های دستم از هم بريد‬
‫ و من به روزگار خنديدم‬
‫ و خط های سرنوشت اش‬
‫ که حال بر کف دستم خون قی ميکردند‬
‫ در فراق انحنای يکديگر‬
‫ ‬
‫ فکر ميکردم که الهه يی‬
‫ از جنس در صدف نشسته يونانی ام‬
‫ که با خم ابرو بحر را به تلاطم می افگند‬
‫ و پروازم‬
‫ از تبار پرستو هاست که هرگز در قفس نمی گنجد‬
‫ ‬
‫ ولی‬
‫ خط ها شفا يافت‬
‫ و به پيشگويی مرتاض بهم پيوست‬
‫ و من حيران و ناباور در ميدان سرنوشت‬
‫ در برابر تقدير‬
‫ سه خط در برابر صفر‬
‫شکست خوردم‬

لينا روزبه حيدری

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*