Home / Literature / مولوی / سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : دعوی طاوسی کردن آن شغال کی در خم صباغ افتاده بود

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : دعوی طاوسی کردن آن شغال کی در خم صباغ افتاده بود

 

‬‫دعوی طاوسی کردن آن شغال کی در خم صباغ افتاده بود

.

‫‬
و آن شغال رنگ‌ رنگ آمد نهفت
بر بناگوش ملامت‌گر بکفت

بنگر آخر در من و در رنگ من
یک صنم چون من ندارد خود شمن

چون گلستان گشته‌ام صد رنگ و خوش
مر مرا سجده کن از من سر مکش

کر و فر و آب و تاب و رنگ بین
فخر دنیا خوان مرا و رکن دین

مظهر لطف خدایی گشته‌ام
لوح شرح کبریایی گشته‌ام

ای شغالان هین مخوانیدم شغال
کی شغالی را بود چندین جمال

آن شغالان آمدند آنجا بجمع
همچو پروانه به گرداگرد شمع

پس چه خوانیمت بگو ای جوهری
گفت طاوس نر چون مشتری

پس بگفتندش که طاوسان جان
جلوه‌ها دارند اندر گلستان

تو چنان جلوه کنی گفتا که نی
بادیه نارفته چون کوبم منی

بانگ طاووسان کنی گفتا که لا
پس نه‌ای طاووس خواجه بوالعلا

خلعت طاووس آید ز آسمان
کی رسی از رنگ و دعویها بدان

مولانا جلال الدین محمد بلخی –  مولوی

Telegram Channel

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*