web stats
Home / Literature / سروده ای از پروین اعتصامی : گويند عارفان هنر و علم کيمياست‬ ‫

سروده ای از پروین اعتصامی : گويند عارفان هنر و علم کيمياست‬ ‫

پروین اعتصامی 2

یکی از سروده ای بسیار زیبا و نغز شاعره بزرگ پروین اعتصامی :

گويند عارفان هنر و علم کيمياست‬ ‫

وان مس که گشت همسر اين کيميا طلاست‬

فرخنده طائری که بدين بال و پر پرد‬ ‫

همدوش مرغ دولت و هم عرصه ی هماست‬

وقت گذشته را نتوانی خريد باز‬ ‫

مفروش خيره، کاين گهر پاک بی بهاست‬

گر زنده ای و مرده نه ای، کار جان گزين‬ ‫

تن پروری چه سود، چو جان تو ناشتاست‬

تو مردمی و دولت مردم فضيلت است‬ ‫

تنها وظيفه ی تو همی نيست خواب و خاست‬

زان راه باز گرد که از رهروان تهی است‬ ‫

زان آدمی بترس که با ديو آشناست‬

سالک نخواسته است ز گمگشته رهبری‬ ‫

عاقل نکرده است ز ديوانه بازخواست‬

چون معدنست علم و در آن روح کارگر‬

‫پيوند علم و جان سخن کاه و کهرباست‬

خوشتر شوی بفضل زلعلی که در زمی است‬ ‫

برتر پری بعلم ز مرغی که در هواست‬

گر لاغری تو، جرم شبان تو نيست هيچ‬ ‫

زيرا که وقت خواب تو در موسم چراست‬

دانی ملخ چه گفت چو سرما و برف ديد:‬

‫تا گرم جست و خيز شدم نوبت شتاست‬

جان را بلند دار که اين است برتری‬ ‫

پستی نه از زمين و بلندی نه از سماست‬

اندر سموم طيبت باد بهار نيست‬

‫آن نکهت خوش از نفس خرم صباست‬

آن را که ديبه ی هنر و علم در بر است‬ ‫

فرش سرای او چه غم ارزانکه بورياست‬

آزاده کس نگفت ترا، تا که خاطرت‬

‫گاهی اسير آز و گهی بسته ی هواست‬

مزدور ديو و هيمه کش او شديم از آن‬ ‫

کاين سفله تن گرسنه و در فکرت غذاست‬

تو ديو بين که پيش رو راه آدمی است‬ ‫

تو آدمی نگر که چو دستيش رهنماست‬

بيگانه دزد را بکمين ميتوان گرفت‬ ‫

نتوان رهيد ز آفت دزدی که آشناست‬

بشناس فرق دوست ز دشمن بچشم عقل‬ ‫

مفتون مشو که در پس هر چهره چهره هاست‬

جمشيد ساخت جام جهانبين از آنسبب‬ ‫

کگه نبود ازين که جهان جام خودنماست‬

زنگارهاست در دل آلودگان دهر‬ ‫

هر پاک جامه را نتوان گفت پارساست‬

ايدل، غرور و حرص زبونی و سفلگی است‬ ‫

ای ديده، راه ديو ز راه خدا جداست‬

گر فکر برتری کنی و بر پری بشوق‬

‫بينی که در کجائی و اندر سرت چهاست‬

جان شاخه ايست، ميوه ی آن علم و فضل و رای‬ ‫

در شاخه ای نگر که چه خوشرنگ ميوه هاست‬

ای شاخ تازه رس که بگلشن دميده ای‬

‫آن گلبنی که گل ندهد کمتر از گياست‬

اعمی است گر بديدهی معنيش بنگری‬ ‫

آن کو خطا نمود و ندانست کان خطاست‬

زان گنج شايگان که بکنج قناعت است‬ ‫

مور ضعيف گر چو سليمان شود رواست‬

دهقان توئی بمزرع ملک وجود خويش‬ ‫

کار تو همچو غله و ايام آسياست‬

سر، بی چراغ عقل گرفتار تيرگی است‬ ‫

تن بی وجود روح، پراکنده چون هباست‬

هم نيروی چنار نگشته است شاخکی‬ ‫

کز هر نسيم، بيدصفت قامتش دوتاست‬

گر پند تلخ ميدهمت، ترشرو مباش‬ ‫

تلخی بياد آر که خاصيت دواست‬

در پيش پای بنگر و آنگه گذار پای‬ ‫

در راه چاه و چشم تو همواره در قفاست‬

چون روشنی رسد ز چراغی که مرده است‬ ‫

چون درد به شود ز طبيبی که مبتلاست‬

گندم نکاشتيم گه کشت، زان سبب‬

‫ما را بجای آرد در انبار، لوبياست‬

در آسمان علم، عمل برترين پراست‬ ‫

در کشور وجود، هنر بهترين غناست‬

ميجوی گرچه عزم تو ز انديشه برتر است‬ ‫

ميپوی گرچه راه تو در کام اژدهاست‬

در پيچ و تابهای ره عشق مقصديست‬ ‫

در موجهای بحر سعادت سفينه هاست‬

قصر رفيع معرفت و کاخ مردمی‬ ‫

در خاکدان پست جهان برترين بناست‬

عاقل کسيکه رنجبر دشت آرزو است‬ ‫

خرم کسيکه درده اميد روستاست‬

بازارگان شدستی و کالات هيچ نيست‬ ‫

در حيرتم که نام تو بازارگان چراست‬

با دانش است فخر، نه با ثروت و عقار‬ ‫

تنها هنر تفاوت انسان و چارپاست‬

زاشوبهای سيل و ز فريادهای موج‬ ‫

ننديشد ای فقيه هر آنکس که ناخداست‬

ديوانگی است قصه ی تقدير و بخت نيست‬ ‫

از بام سرنگون شدن و گفتن اين قضاست‬

آن سفله ای که مفتی و قاضی است نام او‬

‫تا پود و تار جامهاش از رشوه و رباست‬

گر درهمی دهند، بهشتی طمع کنند‬ ‫

کو آنچنان عبادت و زهدی که بيرياست‬

جانرا هر آنکه معرفت آموخت مردم است‬ ‫

دل را هر آنکه نيک نگهداشت پادشاست‬

پروین اعتصامی

پروین اعتصامی

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*