web stats
Home / Literature / شعرای افغانی / سروده ای از ‫لينا روزبه حيدری‬ : يادت هست‬

سروده ای از ‫لينا روزبه حيدری‬ : يادت هست‬

يادت هست‬

*



‫ يادت هست که خفته بوديم همه ديار بردند‬
‫ سر هر چراغ و شمعی بزدند به دار بردند‬
‫ ‬
‫ يادت هست که شاخه ها را به ثمر ز هم تکاندند‬
‫ به چمن خزان نشاندند و ز ما بهار بردند‬
‫ ‬
‫ يادت هست که خنده ها را ز لبانمان بريدند‬
‫ رخ شادمان ستاندند و ز ما قرار بردند‬
‫ ‬
‫ يادت هست که در فريبی، همه عقل مان خريدند‬
‫ چو جنون ز شهر حکمت همه هوشيار بردند‬
‫ ‬
‫ يادت هست که گرگ و روباه به ميان جسم ميشی‬
‫ سگ خوب گله مان را ز پی شکار بردند‬
‫ ‬
‫ يادت هست که وحدت مان به نفاق مبتذل شد‬
‫ ز بنای اين عمارت، پل استوار بردند‬
‫ ‬
‫ يادت هست که ساده بوديم و به سادگی شکستيم‬
‫ وقتی غير داوری کرد، همه اختيار بردند‬
‫ ‬
‫ حال بين هنوز همانيم و به طبع ساده خوی ايم‬
‫خر لنگ عقل مان بين که خودش سوار بردند‬


لينا روزبه حيدری

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*