Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : چه کند بنده که گردن ننهد فرمان را‬ ‫

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : چه کند بنده که گردن ننهد فرمان را‬ ‫

sadi

 

‫چه کند بنده که گردن ننهد فرمان را‬ ‫

چه کند گوی که عاجز نشود چوگان را‬

سروبالای کمان ابرو اگر تير زند‬ ‫

عاشق آنست که بر ديده نهد پيکان را‬

دست من گير که بيچارگی از حد بگذشت‬ ‫

سر من دار که در پای تو ريزم جان را‬

کاشکی پرده برافتادی از آن منظر حسن‬

‫تا همه خلق ببينند نگارستان را‬

همه را ديده در اوصاف تو حيران ماندی‬ ‫

تا دگر عيب نگويند من حيران را‬

ليکن آن نقش که در روی تو من میبينم‬ ‫

همه را ديده نباشد که ببينند آن را‬

چشم گريان مرا حال بگفتم به طبيب‬ ‫

گفت يک بار ببوس آن دهن خندان را‬

گفتم آيا که در اين درد بخواهم مردن‬

‫که محالست که حاصل کنم اين درمان را‬

پنجه با ساعد سيمين نه به عقل افکندم‬ ‫

غايت جهل بود مشت زدن سندان را‬

سعدی از سرزنش خلق نترسد هيهات‬ ‫

غرقه در نيل چه انديشه کند باران را‬

سر بنه گر سر ميدان ارادت داری‬ ‫

ناگزيرست که گويی بود اين ميدان را‬

 

شیخ اجل سعدی شیرازی

سعدی

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*