web stats
Home / Literature / سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : ‫ ‫روی تو کس نديد و هزارت رقيب هست‬

سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : ‫ ‫روی تو کس نديد و هزارت رقيب هست‬

دیوان حافظ_1xr

 

‫روی تو کس نديد و هزارت رقيب هست‬
‫در غنچه ای هنوز و صدت عندليب هست‬
‫گر آمدم به کوی تو چندان غريب نيست‬
‫چون من در آن ديار هزاران غريب هست‬
‫در عشق خانقاه و خرابات فرق نيست‬
‫هر جا که هست پرتو روی حبيب هست‬
‫آن جا که کار صومعه را جلوه میدهند‬
‫ناقوس دير راهب و نام صليب هست‬
‫عاشق که شد که يار به حالش نظر نکرد‬
‫ای خواجه درد نيست وگرنه طبيب هست‬
‫فرياد حافظ اين همه آخر به هرزه نيست‬
‫هم قصه ای غريب و حديثی عجيب هست‬

hafez-shirazi1

Thy face, none hath seen; and a thousand watchers are Thine,
Still in the rosebud, Thine many a nightingale is.
Not so strange is it if to Thy street came
I, since in this country many a stranger is.
In love, the cloister and the tavern are not different:
Wherever, they are, the ray of the true Beloved’s face is.
There, where they give splendor to the work of the cloister,
The bell of the Christian monk’s cloister associated with the name of the cross is.
Lover, who became, at whose state the true Beloved gazed not?
O Sir! there is no pain. Otherwise, the Physician is.
In short, all this lament of Hafez is not in vain:
Both a strange story and a wonderful tale, it is.

مقبره حافظ

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*