Home / Literature / شعرای افغانی / سروده ای از میر اکبر صابر : تعمیر دیر ساله ویرانه کردم آخر

سروده ای از میر اکبر صابر : تعمیر دیر ساله ویرانه کردم آخر

تعمیر دیر ساله ویرانه کردم آخر
بیت الحرم دل را بتخانه کردم آخر

سرو وقدش که دیدم سویش به سر دویدم
بر شمع روشن خود را پروانه کردم آخر

طوفان گریه بودم از یاد آن بنا گوش
لولوی اشک خونی در دانه کردم آخر

از بسکه بیقرارم گل شو چو نیش خارم
هوشیار همچو مجنون دیوانه کردم آخر

گشتم غبار راهش محتاج یک نگاهش
تا سر زخاک پایش بالا نه کردم آخر

بر دیر و کعبه گشتم صد ها ورق نوشتم
داروی درد خود را پیدا نکردم آخر

تا ساخت عشق بندم از خود امید کندم
در خلق راز دل را افسانه کردم آخر

گه از جهان ملامت گه غصه قیامت
بار غم دو عالم بر شانه کردم آخر

صابر زابر اشکم باران غم که ریزد
خون جگر به ساغر پیمانه کردم آخر

میر اکبر صابر

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*