Home / Literature / شعرای افغانی / سروده ای از میر اکبر صابر : برگ رخ

سروده ای از میر اکبر صابر : برگ رخ

برگ رخ

گل برگ رخی آتش نو در جگرم زد
مژگان کسی خار که بر چشم ترم زد

زلف سیهی دود برآورد زجانم
لعل ذهنی اخگر حسرت بسرم زد

خالی نه بلا درد دل عاشق حیران
هندوی سیه چرده که راه سفرم زد

ابروی کجی ساخت قدم را چو کمانی
بر تیر عدم کز دهن آن مو کمرم زد

یاقوت لبش گلخنی نمرود بر افروخت
گلزار خلیل عجب آتش به برم زد

درج دهنش حقه یاقوت ودٌر لیک
بر صاعقه خنده لعل وگهرم زد

صیاد اجل یا بود آن شوخ جفا کوش
دلروز خدنگی به جگر بی خبرم زد

شایان کس نیست که میخانه تو حید
این ساغر پر باده بنام پدرم زد

آتش بخدا نیست بگوئید به صابر
بر ق رخ ماهی ست که بر دل شررم زد

 

میر اکبر صابر

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*