Home / Literature / شعرای افغانی / سروده ای از میر اکبر صابر : حسن تو

سروده ای از میر اکبر صابر : حسن تو

حسن تو

حسن تو تانقابش از روی گل جدا کرد
آمد بشور بلبل گلشن بزیر پا کرد

شکر خدا که ناگه ژوپین مژه او
گر از نشان خطا شد ما را بسینه جا کرد

در کوی عشق جانان تنها روی که شرط است
عیسی ببال تجرید پرواز بر سما کرد

افروخت شمع محفل پروانه چون خبر شد
چندان بسوخت بالش تا شمع گریه ها کرد

در باغ پا نهادی بر خنده لب کشادی
بر خاست سرو برپا گل رفت مرحبا کرد

خوش حال وخوش نصیبی پیدا کند طبیبی
دردیکه داشت بادل آندرد را دوا کرد

بر شمع آرزویت هر کس که بال وپر سوخت
آنداغ بار دیگر تا حشر التجأ کرد

گفتم زدرد عشقت ایدل بدل اثر نیست
بگریست وگفت آخر من چون کنم خدا کرد

مقبول حق کلامش وزمن رسد سلامش
کامد بخاک صابروز درد دل دعا کرد

 

میر اکبر صابر

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*