Home / Literature / شعرای افغانی / سروده ای از میر اکبر صابر : بستر آسوده

سروده ای از میر اکبر صابر : بستر آسوده

بستر آسوده

دل بتار زلف او یک عمر شد بستم چرا
بوی می نشمیده وچون میکشان مستم چرا

گیرد بر گرد سرش گردیده ام پر کار وش
یکنفس بر بستری آسوده ننشستم چرا

کاش پیش از خاک گردیدن فدایت میشدم
لیک دور افتاده دامان تو از دستم چرا

خنجر ایمان ابرویت چه خون خلق ریخت
من به تنها از دم تیغ وارستم چرا

دست طالع نا رسا یا دست من بشکسته است
بر مراد دل نیامد بر هدف شستم چرا

حیرتم در حیرت آباد تعجب آب کرد
هر چه دور از خود شدم بااو نپیوستم چرا

زهد بی تأثیر صابر غیر بار دل نبود
کاسه تقوا بسنگ باده نشکستم چرا

 

میر اکبر صابر

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*