Home / Literature / شعرای افغانی / سروده ای از صوفی عشقری : ای ز خيال عارضت تار نظر به پيچ و تاب

سروده ای از صوفی عشقری : ای ز خيال عارضت تار نظر به پيچ و تاب

Sofi Ashqari-1

‫‫‫‫‫

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫

‫ای ز خيال عارضت تار نظر به پيچ و تاب‬
‫وی ز حديث كاكلت سنبل تر به پيچ و تاب‬

‫موی سياهت ای صنم وه چه عجب فتاده است‬
‫حلقه به حلقه خم به خم تا به كمر به پيچ و تاب‬

‫توشك مخملی تو برق زند به ديده ام‬
‫زير سر تو نازنین بالش پر به پيچ و تاب‬

‫از فلك چهارمین مشتری تو گشته اند‬
‫دور تو چرخ ميخورد شمس و قمر پيچ وتاب‬

‫پهلوی غیر كم نشین ای بت من كه از حسد‬
‫ميچكد از دو چشم من خون جگر به پيچ وتاب‬

‫شمع صفت تمام شب سوز و گداز داشتم‬
‫دود برآمد از دلم وقت سحر به پيچ وتاب‬

‫طوق طلا و نقره را آن صنم از غرور حسن‬
‫كرده حمايل گلو شیروشكر به پيچ وتاب‬

‫مارصفت كمند زلف از دو طرف خميده است‬
‫كلچه زده بدور آن رنگ دگر به پيچ وتاب‬

‫عین خرام سيده رو قولك و گردنك مزن‬
‫هر سو كه میروی مرو جان پدر به پيچ وتاب‬

‫درد و غم بتان بدل بسكه فتاده عشقری‬
‫سربسر است لا بلا همچو فنر به پيچ وتاب‬

صوفی عشقری

Sofi Ashqari-2

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*