Home / Literature / شعرای افغانی / سروده ای از میر اکبر صابر : شمع محفل

سروده ای از میر اکبر صابر : شمع محفل

شمع محفل

آتشم با سینه اما چون کنم پیکر نسوخت
شمع محفل سوخت بر من خاطر دلبر نسوخت

وصف آن حور لقا هر گه که انشأ میکنم
سوزدم حیرت که سر تاپا چرا دفتر نسوخت

آتشین حرفم اگر تأثیر بر زاهد نکرد
هیزم تر سوزد اما خاک خاکستر نسوخت

داغ حسن خوبرویان همچو عاشق کس ندید
از چمن آتش که سرزد بیگل اخمر نسوخت

انتظار وعده دیدار از برق دلش
همجوارخویش میسوزد اگر محشر نسوخت

سوزدم هر ساعت وهرگز نمی پرسد مگر
ای عزیزان بر مسلمانی دل کافر نسوخت

آه بی تأثیرصابرشد بمن معلومتر
سوخت اسپند دل خود را ولی مجمر نسوخت

حیف آن پروانه کوراشمع روشن پرنسوخت
وای بر آهیکه از دل برشدودلبرنسوخت

گر زلیخا بر نیستان بدن آتش نزد
دامن یعقوب همخوناب چشم ترنسوخت

 

میر اکبر صابر

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*