Home / Literature / شعرای افغانی / سروده ای از میر اکبر صابر : شمشیر تطاول

سروده ای از میر اکبر صابر : شمشیر تطاول

شمشیر تطاول

آن شب که بیادت جگرم گل زده باشد
با کیف چنانم که کسی مل زده باشد

دل نیمه بخون تر شده نیمی دگرش نیست
بازش که به شمشیر تطاول زده باشد

بر حال کسی رحم ندارد بچه آنشوخ
از خود شده یا جام تغافل زده باشد

از خنده مستانه کند مست حریفان
مانند صراحی ست که قلقل زده باشد

یاقوت سر پنجه نتابد فلکش نیز
هر پنجه که در حبل تو کل زده باشد

در شانه که دیدم سدۀ جمعیتم از کف
مشاطه مگر شانه بکاکل زده باشد

صابر که چو بلبل بگلستان غمت ماند
زنجیر بپایش که زسنبل زده باشد

 

میر اکبر صابر

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*