Home / Literature / شعرای افغانی / سروده ای از میر اکبر صابر : سودای زلف

سروده ای از میر اکبر صابر : سودای زلف

سودای زلف

سرم سودای سودای زلف يار ميباشد
زمردم اشك ريزان ديده ام خونبار ميباشد

مده تكليف سير گلشن و باغم در اين موقع
به چشم بی گل رويت گل من خار ميباشد

نميابم رهايی هر طرف در دام صيادم
دلم دايم به چنگ طره دلدار ميباشد

به خاك و خون طپيدن های زارم را نميدانی
مراد عاشقان از تاب و تب ديدار ميباشد

گناه باده نوشی را نباشد بر تو آزارش
ترا زاهد چه او گر نيك يا بدكار ميباشد

نخواهم سوی رفت گلشن فردوس بيذوقت
كه سير هرگلم در چشم دل چون خار ميباشد

قرارش رفته كز پهلوی عشرت ميزند پهلو
مگر صابر زعمر خويشتن بيزار ميباشد

 

میر اکبر صابر

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*