Home / Literature / شعرای افغانی / صوفی عشقری / سروده ای از صوفی عشقری : ای سينه ات بسان گل نسترن سفيد‬

سروده ای از صوفی عشقری : ای سينه ات بسان گل نسترن سفيد‬

Sofi Ashqari-1

‫‫‫‫‫

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫ای سينه ات بسان گل نسترن سفيد‬
‫زيبنده تر بود به تنت پیرهن سفيد‬

روزی عيادتم ننمودی هزار حيف‬
‫در راه انتظار تو شد چشم من سفيد‬

دعوی بی سند بتو دارم مگر چه سود‬
‫تا روز حشر هم نشود اين سخن سفيد‬

از روی بنده پروری ای بت ترحمی‬
‫كزغم شد است موی سربرهمن سفيد‬

از برق كاكل تو چه آتش به چین فتاد‬
‫چون شیر گشته نافه مشك ختن سفيد‬

ياقوت را به لعل لبت نيست نسبتی‬
‫از شرم گشته است عقيق یمن سفيد‬

نبود از اين كشاكشت ای عشقری نجات‬
‫تا هستی ترا ننمايد كفن سفيد‬

صوفی عشقری

Sofi Ashqari-2

Telegram Channel

About Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.