Home / Literature / مولوی / سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : بقيه ى قصه ى متعرضان پيل بچگان‬

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : بقيه ى قصه ى متعرضان پيل بچگان‬

DSC_0003 (Small)45 (Medium)

‫‫‫

‫‫بقيه ى قصه ى متعرضان پيل بچگان‬

‫‫.
‫‫

‫هر دهان را پيل بويى مى کند‬
‫گرد معده ى هر بشر بر مى تند‬

تا کجا يابد کباب پور خويش‬
‫تا نمايد انتقام و زور خويش‬

گوشتهاى بندگان حق خورى‬
غيبت ايشان کنى کيفر برى‬

هان که بوياى دهانتان خالق است‬
‫کى برد جان غير آن کاو صادق است‬

و ان آن افسوسيى کش بوى گير‬
باشد اندر گور منكر يا نكير‬

نى دهان دزديدن امكان ز آن مهان
‫نه دهان خوش کردن از دارو دهان‬

آب و روغن نيست مر رو پوش را‬
راه حيلت نيست عقل و هوش را‬

چند کوبد زخمهاى گرزشان‬
‫بر سر هر ژاژخا و مرزشان‬

گرز عزراييل را بنگر اثر‬
گر نبينى چوب و آهن در صور‬

هم به صورت مى نمايد گه گهى‬
‫ز آن همان رنجور باشد آگهى‬

گويد آن رنجور اى ياران من‬
‫چيست اين شمشير بر ساران من‬

ما نمى بينيم باشد اين خيال‬
چه خيال است اين که اين هست ارتحال‬

چه خيال است اين که اين چرخ نگون‬
‫از نهيب اين خيالى شد کنون‬

گرزها و تيغها محسوس شد‬
‫پيش بيمار و سرش منكوس شد‬

او همى بيند که آن از بهر اوست‬
چشم دشمن بسته ز آن و چشم دوست‬

حرص دنيا رفت و چشمش تيز شد‬
چشم او روشن گه خونريز شد‬

مرغ بى هنگام شد آن چشم او‬
‫از نتيجه ى کبر او و خشم او‬

سر بريدن واجب آيد مرغ را‬
‫کاو به غير وقت جنباند درا‬

هر زمان نزعى است جزو جانت را‬
بنگر اندر نزع جان ايمانت را‬

عمر تو مانند هميان زر است‬
‫روز و شب مانند دينار اشمر است‬

مى شمارد مى دهد زر بى وقوف‬
‫تا که خالى گردد و آيد خسوف‬

گر ز که بستانى و ننهى به جاى‬
اندر آيد کوه ز آن دادن ز پاى‬

پس بنه بر جاى هر دم را عوض‬
تا ز و اسجد و اقترب يابى غرض‬

در تمامى کارها چندين مكوش‬
جز به کارى که بود در دين مكوش‬

عاقبت تو رفت خواهى ناتمام‬
‫کارهايت ابتر و نان تو خام‬

و آن عمارت کردن گور و لحد‬
‫نه به سنگ است و به چوب و نه لبد‬

بلكه خود را در صفا گورى کنى‬
در منى او کنى دفن منى‬

خاك او گردى و مدفون غمش‬
تا دمت يابد مددها از دمش‬

گورخانه و قبه ها و کنگره‬
‫نبود از اصحاب معنى آن سره‬

بنگر اکنون زنده اطلس پوش را‬
‫هيچ اطلس دست گيرد هوش را‬

در عذاب منكر است آن جان او‬
‫کژدم غم در دل غمدان او‬

از برون بر ظاهرش نقش و نگار‬
‫و ز درون ز انديشه ها او زار زار‬

و آن يكى بينى در آن دلق کهن‬
چون نبات انديشه و شكر سخن‬

مولانا جلال الدین محمد بلخی –  مولوی

Telegram Channel

About Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.