Home / Literature / شعرای افغانی / سروده ای از صوفی عشقری : اين بود خواهش يگانه ما‬

سروده ای از صوفی عشقری : اين بود خواهش يگانه ما‬

Sofi Ashqari-1

‫‫‫‫‫

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫اين بود خواهش يگانه ما‬
‫كه بيایی شبی به خانهء ما‬

كاش نزديك خانه ات می بود‬
‫در و ديوار بام خانهء ما‬

من ز كويت كنم چگونه گذر‬
‫كه نمانده دگر بهانهء ما‬

سر كشيد عشق ما برسوايی‬
‫شد خبر عالم از فسانهء ما‬

بلبلی در چمن به گل می گفت‬
‫زدی آتش به آب و دانهء ما‬

دلت هرگز بما نميسوزد‬
‫واقف هستی زقین و فانهء ما‬

آتش سرخ آيدم به نظر‬
‫در گرفته مگر زمانهء ما‬

نكند نقشهء مرا منظور‬
‫بت بی مهر و ناز دانهء ما‬

دل به موزيك درد می نالد‬
‫نشنيدی مگر ترانهء ما‬

رشوه خوران چو در سر كار اند‬
‫از كجا پر شود خزانهء ما‬

نيستم عشقری دمی بيكار‬
‫زير بار كی هست شانهء ما‬

صوفی عشقری

Sofi Ashqari-2

Telegram Channel

About Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.