Home / Literature / شعرای افغانی / خلیل الله خلیلی / سروده ای از خلیل الله خلیلی :به تنگ آمد دلم در سینه ، زندان این چنین باید

سروده ای از خلیل الله خلیلی :به تنگ آمد دلم در سینه ، زندان این چنین باید

khalili - 1

به تنگ آمد دلم در سینه ، زندان این چنین باید
ز طبعم ناله می روید ، نیستان این چنین باید

انیسم آه و یارم درد و شامم اشک و صبحم خون
به خوان زندگی تعظیم مهمان این چنین باید

به یک ساغر بنای دین و دنیایم دهی بر باد
بنازم چشمت ای ساقی ! که طوفان این چنین باید

چه سر غلتیده بر خاکی ، چه دل آغشته در خونی
چه تن خسپیده بر خاری ، پریشان این چنین باید

به غفلت خفت در بستر ، ز کوشش رفت بر گردون
فرنگی آن چنان باید ، مسلمان این چنین باید

گهر می ریزم از مژگان چو اختر در دل شب ها
به شام تیره بختی ها چراغان این چنین باید

ز سودای دیار و یار بر خود می زنم آتش
دل آتش مزاج خانه ویران این چنین باید

 

خلیل الله خلیلی

Telegram Channel

About Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.