Home / Literature / شعرای افغانی / سروده ای از صوفی عشقری : شدم از بسكه سخنور سخن از يادم رفت‬

سروده ای از صوفی عشقری : شدم از بسكه سخنور سخن از يادم رفت‬

Sofi Ashqari-1

‫‫‫‫‫

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫

‫‫‫‫شدم از بسكه سخنور سخن از يادم رفت‬
‫عمر بگذشت به غربت وطن از يادم رفت‬

بر دمل نيست كنون خواهش گلگشت چمن‬
‫آبشار و گل و سرو چمن از يادم رفت‬

لاف سربازی كه من داشتم آن دور گذشت‬
‫يك قلم قصهء دارو رسن از يادم رفت‬

طبع افسرد و شدم پیر به دل عشق نماند‬
‫زلف پر چین شكن بر شكن از يادم رفت‬

ديده ام تا لب رنگین كسی دوش بخواب‬
‫لعل و ياقوت و عقيق یمن از يادم رفت‬

رفته رفته بسرم عشق تو آورد جنون‬
‫كسب و كار و هنر و علم و فن از يادم رفت‬

گشتم اين رنگ ز عشق تو مجرد به جهان‬
‫پدر و مادر و فرزند و زن از يادم رفت‬

آنقدر از ستم و جور رقيبان دغا‬
‫ديدم آسيب كه سيب ذقن از يادم رفت‬

برق رخسار تو از بسكه مرا داد گداز‬
‫مچو شمع سحر ی سوخنت از يادم رفت‬

همچو مجنون بخدا آنقدر عريان گشتم‬
‫كه ز سودای تو چاك يخن از يادم رفت‬

يخنم را كه كند پاره ز عشقت كه چنان‬
‫رفتم از دست كه بر سر زدن ازيادم رفت‬

شخص بيدرد بدم منزل من صومعه بود‬
‫عشق رو داد رد او چپن از يادم رفت‬

عشقری تا كه گرفتم پی ليلی روشان‬
‫از دويی دور شدم ما و من از يادم رفت‬

صوفی عشقری

Sofi Ashqari-2

Telegram Channel

About Mohammad Daeizadeh

Avatar
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.