Home / Literature / فروغی بسطامی / سروده ای از فروغی بسطامی : امشب ز روی مهر مهی در سرای ماست

سروده ای از فروغی بسطامی : امشب ز روی مهر مهی در سرای ماست

Foroughi Bastami

امشب ز روی مهر مهی در سرای ماست
کز یمن مقدمش سر مه زیر پای ماست

ای عشق پا به تارک جمشید سوده‌ایم
تا سایهٔ‌تو بر سر خورشیدسای ماست

ما از ازل رضا به قضای خدا شدیم
زان تا ابد رضای قضا در رضای ماست

عهدی نبسته‌ایم که در هم توان شکست
سختی که هیچ سست نگردد وفای ماست

منت خدای را که غم روی آن پری
بیگانه از شماست ولی آشنای ماست

جان می‌دهیم و ناز طبیبان نمی‌کشیم
زیرا که درد او به حقیقت دوای ماست

تا ریخت خون ما لب یاقوت رنگ دوست
کون و مکان کنایتی از خون بهای ماست

بالاتریم ما ز سکندر به حکم آنک
آیینه، عکسی از دل گیتی نمای ماست

یک شب قدم ز چاه طبیعت برون گذار
تا بنگری صفای فلک از صفای ماست

گفتم که عیسی از چه کند زنده مرده را
گفتا نتیجهٔ نفس جان‌فزای ماست

گفتم هنوز بی تو فروغی نمرده‌است
گفتا بقای زنده‌دلان از بقای ماست

 

فروغی بسطامی

Telegram Channel

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*