Home / Literature / عطار نیشابوری / سروده ای ازشیخ فریدالدین عطار نیشابوری : جوابش داد و گفت ای چشمهٔ نور

سروده ای ازشیخ فریدالدین عطار نیشابوری : جوابش داد و گفت ای چشمهٔ نور

a شیخ عطار
جوابش داد و گفت ای چشمهٔ نور
ز رخسار تو بادا چشم بد دور

چه گویم با که گویم این حقیقت
زبان وهم کی داند طبیعت

که باشند این دو سه پژمرده دلها
بمانده پایشان در آب و گلها

طمع از دام و دانه نابریده
شراب وصل دلبر ناچشیده

چو سنگ افسرده اندر بی نیازی
به سر بردند عمر خود به بازی

ندارم بهرهٔ از حال ایشان
از آن ببریده‌ام از قال ایشان

ز مرغان من برای آن رمیدم
که کس را مشتری خود ندیدم

اگر آهی برآرم از دل تنگ
بسوزد بر فلک مریخ و خرچنگ

بدرد زهره حالی زهرهٔ خویش
عطارد خاک سازد بهرهٔ خویش

به چاه افتد مه و گردد چو ماهی
به صحرای وجود ای از تو شاهی

به اقبال تو ای دادار عالم
که باد ابر مرادت کار عالم

بگویم حال مرغان ستمکار
بگویم تا چه داند هر کسی کار

سراسر قصه‌هاشان باز جویم
وز آن پس دانش و اعزاز جویم

شیخ فریدالدین عطار نیشابوری

شیخ عطار نیشابوری

Telegram Channel

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com
  • لطفا نظرات خود را به صورت فارسی بنویسید در صورت تایپ بصورت فینگلیش نظر شما پاک خواهد شد

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.