Home / Tag Archives: Poetry (page 997)

Tag Archives: Poetry

پرسه در دیوان حافظ شیرازی : سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت , آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت تنم ازواسطه دوری دلبر بگداخت جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت سوز دل بین که زبس آتش اشکم دل شمع دوش برمن ز ...

Read More »

سروده ای از گیتی : خانه ام خالیست

  خانه ام خالیست خانه ام سرد است گرما ز خانه گریخت خاطره در خانه نشست قلب در خانه خشکید نگاه به جای جای خانه اندازم به جا  پایت به خاک نشسته به درگاه خانه اندازم نگاه به قفل گیتی

Read More »

پرسه در دیوان حافظ : خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت , به قصد جان من زار ناتوان انداخت

خمی که ابروی شوخ  تو در کمان انداخت به قصد جان من زار ناتوان انداخت نبود نقش دوعالم که رنگ الفت بود زمانه طرح محبت نه این زمان انداخت به یک کرشمه که نرگس به خودفروشی کرد فریب چشم تو ...

Read More »

گلنوشته ای از دیوان حافظ : ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت , وای مرغ بهشتی که دهد دانه و آبت

ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت وای مرغ بهشتی که دهد دانه و آبت خوابم بشد از دیده در این فکر جگر سوز کاغوش که شد منزل  آسایش و خوابت درویش نمی پرسی و ترسم که نباشد اندیشه آمرزش ...

Read More »

گلنوشته ای از دیوان خواجه حافظ شیرازی : گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب , گفت در دنبال دل ره گم کند مسکین غریب

گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب گفت در دنبال دل ره گم کند مسکین غریب گفتمش مگذر زمانی گفت معذورم بدار خانه پروردی چه تاب آرد غم چندین غریب خفته بر سنجاب شاهی نازنینی را چه غم ...

Read More »

پرسه در دیوان حافظ شیرازی : دوش ازمسجد سوی میخانه آمد پیرما , چیست یاران طریقت بعد ازاین تدبیرما

دوش ازمسجد سوی میخانه آمد پیرما چیست یاران طریقت  بعد ازاین  تدبیرما ما مریدان روی سوی قبله چو آریم چون روی سوی خانه خمار دارد  پیر ما در خرابات ما به هم منزل شویم کاین چنین رفته ست در عهد ...

Read More »