Home / Tag Archives: Poetry (page 30)

Tag Archives: Poetry

سروده ای از محمد ابراهیم خلیل : جهان در چشم حق بینان بود ویرانه بنیانی

  جهان در چشم حق بینان بود ویرانه بنیانی وجود اهل دل باشد درآن چون گنج پنهانی نباشد قبة اخضر فزون از پردة نیکی اگر نبود دل عارف در آن شمع فروزانی جهان کانست و عارف گوهر رخشندة آن کان ...

Read More »

Poem By Andrey Bely : Eternal call

Eternal call The sunset pierced through the tops of the trees with yellow-crimson light. And this eternal melody sounded: ‘Embrace [me] – I will begin to kiss you…’ Antiquity at the blazing hour having seized us with peace, antiquity, having ...

Read More »

سروده ای از صوفی عشقری : پی آزار من يار از رقيبان ياد ميارد‬

‫‫‫‫‫ ‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫ ‫ ‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫پی آزار من يار از رقيبان ياد ميارد‬ ‫مرا اين شيوه اش بر داد و بر بيداد ميارد‬ ‫ نگردد قطع تا روز قيامت آمد و رفتم‬ ‫پس از مردن به كويت خاك من را باد ميارد‬ ...

Read More »

Poem By Andrey Bely : YOU SIT ON THE BED THERE

“YOU SIT ON THE BED THERE” (Opening poem of the “Funeral Mass” cycle) “You sit on the bed there In the sunset’s full crimson, Pillows crumpled, Looking distracted, —what Troubles you?” “Oh, swept by Transparent Gold cataracts, The fir-tree tops ...

Read More »

سروده ای ازشیخ فریدالدین عطار نیشابوری : ثنائی گو بر ارباب بینش

ثنائی گو بر ارباب بینش سزای صدر وبدر آفرینش محمد آنکه نور جسم و جانست گزین و مهتر پیغامبرانست حبیب خالق بیچون اکبر درون جزو و کل او شاه و سرور ز نورش ذرّهٔ خورشید و ماهست همه ذرّات را ...

Read More »