Home / Tag Archives: Literature (page 1194)

Tag Archives: Literature

پرسه در دیوان حافظ شیرازی : خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است , چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است

خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است جانا به حاجتی که تو را هست با خدا کخر دمی بپرس که ما را چه حاجت است ای پادشاه حسن خدا را ...

Read More »

گلگشتی در دیوان حافظ شیرازی : آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است , یا رب این تاثیر دولت در کدامین کوکب است

آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است یا رب این تاثیر دولت در کدامین کوکب است تا به گیسوی تو دست ناسزا گویان کم رسد هر دلی از حلقه ای در ذکر یارب یارب است کشته چاه زنخدان ...

Read More »

گلنوشته ای از دیوان حافظ شیرازی : زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست , راه هزار چاره گر از چار سو ببست

زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست راه هزار چاره گر از چار سو  ببست تا عاشقان به بوی نسیمش دهند جان بگشود نافه ای  و در  آرزو ببست شیدا از آن شدم که نگارم چو ماه نو ابرو ...

Read More »

پروین اعتصامی – زندگینامه

    رخشندهٔ اعتصامی مشهور به پروین اِعتِصامی (زاده ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ در تبریز – درگذشته ۱۵ فروردین ۱۳۲۰) از زنان شاعر ایرانی متولد تبریز است. پروین اعتصامی  فرزند یوسف اعتصامی (اعتصام‌الملک آشتیانی)  فرزند میرزا ابراهیم آشتیانی فرزند ملا حسن ...

Read More »

زندگینامه شیخ فریدالدین عطار نیشابوری

  فریدالدین ابوحامد محمد بن ابوبکر ابراهیم بن اسحاق عطار کَدکَنی نیشابوری مشهور به عطّار نیشابوری (زادهٔ ۵۴۰ در کدکن – درگذشتهٔ ۶۱۸ هجری قمری در شادیاخ نیشابور) یکی ازعارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم ...

Read More »

بیوگرافی مولوی

    جلال‌الدین محمد بلخی در ۶ ربیع‌الاول (برابر با ۱۵ مهرماه) سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر او مولانا محمد بن حسین خطیبی معروف به بهاءالدین ولد و سلطان‌العلما، از بزرگان صوفیه و مردی عارف بود ...

Read More »

شاخه گلی از دیوان خواجه حافظ شیرازی : ما را از خیال تو چه پروای شراب است , خم گو سر خود گیر که خمخانه خراب است

ما را از خیال تو چه پروای شراب است خم گو سر خود گیر که خمخانه خراب است گر خمر بهشت است بریزید که بی دوست هر شربت عذبم که دهی عین عذاب است افسوس که شد دلبر و در ...

Read More »

دیداری از دیوان خوجه حافظ شیرازی : به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست , که مونس دم صبحم دعای دولت توست

به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست که مونس دم صبحم دعای دولت توست سرشک من که ز طوفان نوح دست برد ز لوح سینه نیارست نقش مهر تو شست بکن معامله ای وین دل شکسته بخر که ...

Read More »

شاخه گلی از دیوان حافظ شیرازی : در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست , مست از می و میخواران از نرگس مستش مست

در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست مست از می و میخواران از نرگس مستش مست در نعل سمند او شکل مه نو پیدا وز قد بلند او صنوبر پست آخر به چه گویم هست از خود خبرم چون ...

Read More »

گلگشتی در دیوان حافظ : زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست , پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست

زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست نرگسش عربده جوی و لبش افسون کنان نیم شب دوش به بالین من آمد بنشست سر فرا گوش من آورد به ...

Read More »