Home / Tag Archives: عبدالرحیم ساربان محمودی

Tag Archives: عبدالرحیم ساربان محمودی

یادی از عبدالرحیم ساربان محمودی : مــــاه يـــــگانه‬

  مــــاه يـــــگانه‬ * ‫‫ ‫زلـــفکايـــت دانه دانه‬ ‫گر يار منی بيا به خانه‬ ‫کن پرسش من ماه يگانه‬ ‫جانان نکنی ديگر بهانه‬ ‫باز آی که از جان خبری نيست مرا‬ ‫من مردم و از خود اثری نيست مرا‬ ‫خواهم ...

Read More »

یادی از عبدالرحیم ساربان محمودی : فــــــــــراق‬

  فــــــــــراق‬ * ‫فراق آتش بجان افروخت و جانان کم نما تاکی‬ ‫دل عالم بحالم سوخت اين سان بيوفا تا کی‬ ‫زرنجی چون بخندم يار تو ياری نميدانی‬ ‫بخندی چون بگريم زار دلداری نميدانی‬ ‫برانی چون بخواهم باز غمخواری نميدانی‬ ...

Read More »

یادی از عبدالرحیم ساربان محمودی : تنـــگ غـــروب‬

  ‫‫تنـــگ غـــروب‬ ‫ * ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‬ ‫‫‫‫‫ ‫‫ ‫تنگ غروبی دلم گرفته‬ ‫آذان مغرب باز سر گرفته‬ ‫تو حوض کاسی ماه خوابيده‬ ‫مرغ من امشب کجا پريده‬ ‫زدامن گلدسته ها درين غروب غم فزا‬ ‫پيچد صدای الله اکبر يارب الله ...

Read More »

یادی از عبدالرحیم ساربان محمودی : دامن صحرا

  ‫‫دامن صحرا ‫ * ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‬ ‫‫‫‫ ‫‫در دامن صحرا بی خبر از دنيا‬ ‫خوانده بگوشم ميرفت نوای هستی را‬ ‫آنکه به نقش زمانه دل نه بندد‬ ‫نغمهء عشق و هوای دل پسندد‬ ‫اين نوای اسمانی باتو گويم گر ندانی‬ ...

Read More »

یادی از عبدالرحیم ساربان محمودی : در عشـــــق تو‬

  ‫‫در عشـــــق تو‬ ‫ * ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‬ ‫‫‫‫ ‫ديوانه نمودم دل فرزانهء خود را‬ ‫در عشق تو گفتم همه افسانهء خود را‬ ‫غير از تو کی افروخته آن شعله بجانم‬ ‫آتش نزند هيچ کسی خانهء خود را‬ ‫من زنده ام ...

Read More »

یادی از عبدالرحیم ساربان محمودی : از بسکه نازنين‬

  ‫‫از بسکه نازنين‬ ‫ * ‫‬‫‫‫‫‫‫‫‬ ‫‫‫‫ ‫از بسکه نازنينی و نازت کشيدنيست‬ ‫دشنام کز دهان تو باشد شنيدنيست‬ ‫افتد اگر به ماه رخت چشم آفتاب‬ ‫تصديق می کند که چنين روی ديدنيست‬ ‫خود می مکنی لبت به شگفتن ...

Read More »