Home / Tag Archives: دیوان اشعار (page 4)

Tag Archives: دیوان اشعار

سروده ای از صوفی عشقری : ‫‫‫‫شرم وحیا به دیدهء خورد و کلان نماند‬‬

‫‫‫‫‫‫ ‫ ‫ ‫ ‫شرم وحیا به دیدهء خورد و کلان نماند‬ ‫نور و نمک بچهرهء پیر وجوان نماند‬ ‫رفت وروی که داشت عزیزان سقوط کرد‬ ‫قوشخانه ها خراب شد ومیهمان نماند‬ ‫نیک و بد جهان همه بر جان رسیده ...

Read More »

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : صومعه ى عيساست خوان اهل دل‬‬

‫ ‫جمع آمدن اهل آفت هر صباحى در صومعه ى عيسى عليه السلام جهت طلب شفا به دعاى او‬‬ ‫ ‫‫. ‫‫ ‫ ‫ ‫‬ ‫صومعه ى عيساست خوان اهل دل‬ ‫هان و هان اى مبتلا اين در مهل‬ ‫جمع ...

Read More »

سروده ای از صوفی عشقری : ‫‫‫‫عمری دلم به ناوک نازت نشانه بود‬‬

‫‫‫‫‫‫ ‫ ‫ ‫عمری دلم به ناوک نازت نشانه بود‬ ‫جان دادنم بخاک درت رایگانه بود‬ ‫یکدم وصال یارو ندیدم بعمر خویش‬ ‫با آنکه آرزوی دلم جاویدانه بود‬ ‫رفتم که قصد خویش بگیرم ز دام زلف‬ ‫افسوس که روی دلبر ...

Read More »

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : قصه ى اهل سبا و طاغى کردن نعمت ايشان را‬

‫ ‫قصه ى اهل سبا و طاغى کردن نعمت ايشان را‬‬ ‫ ‫‫. ‫‫ ‫ ‫ ‫تو نخواندى قصه ى اهل سبا‬ ‫يا بخواندى و نديدى جز صدا ‬از صدا آن کوه خود آگاه نيست‬ سوى معنى هوش که را ...

Read More »