Home / Tag Archives: دیوان اشعار (page 20)

Tag Archives: دیوان اشعار

سروده ای از صوفی عشقری : داری خبر كه از دل و جان ميپرستمت

‫‫‫‫‫ ‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫ ‫ ‫داری خبر كه از دل و جان ميپرستمت‬ ‫مانند بت پرست بتان ميپرستمت‬ ‫دنيا و دين من همه برباد داده ئی‬ ‫باشی اگر چه دشمن جان  ميپرستمت‬ ‫گاهی بديده جلوه گری گاه بر دلم‬ ‫يعنی كه آشكار ...

Read More »

سروده ای از صوفی عشقری : ای صد هزارميكده مدهوش چشم تو‬

‫‫‫‫‫ ‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫ ‫ ‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫ای صد هزارميكده مدهوش چشم تو‬ ‫خمخانه ها شد است قدح نوش چشم تو‬ ‫ كونین را به نيم نگه مست كرده يی‬ ‫آيا چه ميكده است درآغوش چشم تو‬ ‫ تا روزرستخيز نيايد به حال خويش‬ ...

Read More »

سروده ای از صائب تبریزی : اشک است، درین مزرعه، تخمی که فشانیم

  اشک است، درین مزرعه، تخمی که فشانیم آه است، درین باغ، نهالی که رسانیم از ما گلهٔ بی‌ثمری کس نشینده است هر چند که چون بید سراپای زبانیم بیداری دولت به سبکروحی ما نیست هر چند که چون خواب ...

Read More »