Home / Tag Archives: دیوان اشعار (page 20)

Tag Archives: دیوان اشعار

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : قصه ى خورندگان پيل بچه از حرص و ترك نصيحت ناصح‬

‫ ‫ ‫‫‫ ‫‫قصه ى خورندگان پيل بچه از حرص و ترك نصيحت ناصح‬ ‫ ‫‫. ‫‫ ‫ ‫آن شنيدى تو که در هندوستان‬ ‫ديد دانايى گروهى دوستان‬ ‫ گرسنه مانده شده بى برگ و عور‬ ‫مى رسيدند از سفر ...

Read More »

سروده ای از سيد صديق خان گوهری بلخی : تا به فكر باده نوشی كام وناكامم هنوز

  تا به فكر باده نوشی كام وناكامم هنوز حيرتی دارم مپرس زآغاز و انجامم هنوز عشق می جوشد ز اجزای تنم تا دم زنم سربه سر محو جنونم نيست آرامم هنوز بحر قلزم گشته لوح سينه ام از فضل ...

Read More »

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : اى ضياء الحق حسام الدين بيار‬

‫ ‫ ‫‫‫ ‫‫دفتر سوم‬ ‫ ‫‫. ‫‫ ‫ ‫ ‫‫اى ضياء الحق حسام الدين بيار‬ ‫اين سوم دفتر که سنت شد سه بار‬ ‫بر گشا گنجينه ى اسرار را‬ در سوم دفتر بهل اعذار را‬ ‫قوتت از قوت حق ...

Read More »

سروده ای از صوفی عشقری : سر زلفت به هر كس نار دارد‬

‫‫‫‫‫ ‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫ ‫ ‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫سر زلفت به هر كس نار دارد‬ ‫گاهت با دو عامل كار دارد‬ ‫ نه تنها يار ما اغيار دارد‬ ‫بهر جا ديده ام گل خار دارد‬ ‫ مپرس از من كه يار و مونست كيست‬ ‫كه ...

Read More »

سروده ای از صائب تبریزی : ما در شکست گوهر یکدانهٔ خودیم

  ما در شکست گوهر یکدانهٔ خودیم سنگ ملامت دل دیوانهٔ خودیم چون بلبل از ترانهٔ خود مست می‌شویم ما غافلان به خواب ز افسانهٔ خودیم در خون نشسته‌ایم ز رنگینی خیال چون لاله دل سیاه ز پیمانهٔ خودیم گیریم ...

Read More »