Home / Tag Archives: دیوان اشعار (page 10)

Tag Archives: دیوان اشعار

سروده ای از ميرزا احمد علی قندهاری : هركه دل را از كمال معرفت آراست رست

هركه دل را از كمال معرفت آراست رست وز جهالت آنكه عقبی داد و دنيا خواست خست از تصاريف خزان ودر تقاليب زمان هركه چون سرو روان آزاد و پابرجاست جست بی گمان همچون سليمانست فردا سر فراز آن كه ...

Read More »

سروده ای ازشیخ فریدالدین عطار نیشابوری : سر مردان دین صدیق اکبر

سر مردان دین صدیق اکبر امام صادق و سالار سرور مهین رحمت مهدات او بود که در دین سابق خیرات او بود شب خلوت قرین ویار غارست نثار راهش اوّل چل هزارست بدین بوبکر چون کردست آغاز بدو گردد همه ...

Read More »

سروده ای از صوفی عشقری : در جهان گشتم گل بی خار نيست

‫‫‫‫‫ ‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫ ‫ ‫در جهان گشتم گل بی خار نيست‬ ‫هر كجا ياريست بی اغيار نيست‬ ‫بهر مجنون استراحت تهمت است‬ ‫در بيابان سايه ديوار نيست‬ ‫آدمی با عقل و دانش آدم است‬ ‫شخصيت با جامه و دستار نيست‬ ‫شش ...

Read More »