Home / Tag Archives: دیوان اشعار (page 10)

Tag Archives: دیوان اشعار

سروده ای از ملا محمد شريف معتصم بلخی : سراپا رنگم از نيرنگ بی رنگی بنيادم

سراپا رنگم از نيرنگ بی رنگی بنيادم زهستی تا عدم تكليف دست صنع ايجادم زماتم خانه ام شد آن چنان يغمای ويرانی نمی گردد به دست سعی اكنون هيچ آبادم ز تمكين سخن چون كوه وقف گوش تسليمم لب پاسخ ...

Read More »

سروده ای از قاضی عبدالواحد صدر صرير : عكس رويت كرده گلشن دستگاه آيينه را

عكس رويت كرده گلشن دستگاه آيينه را هم برين معنی برم پيشت گواه آيينه را غير استقبال نازت نيست سامان غرور اندكی درجلوه آ، بشكن كلاه آيينه را گر كنم با جلوة طاقت گدازت رو برو می شود جوهر زبان ...

Read More »

سروده ای از ميرزا احمد انور بدخشی انور : تلخی غربت به رنگ باده می نوشيم ما

تلخی غربت به رنگ باده می نوشيم ما كسوت آوارگی چون خضر می پوشيم ما روز وشب غير ازتمنای تو ما را نيست هيچ دقت راه است باعث ورنه می كوشيم ما آنقدر واماندة بار تعلق گشته ايم ديده تا ...

Read More »

سروده ای از شكريه عرفانی : تنت را آفتاب تبخیر میکند

تنت را آفتاب تبخیر میکند بهار است اقیانوس آرامم ابرهای آبستن تو را به سرزمین من می آورند می بارند و رودخانه های شیرینت برلبانم موج می زنند می نوشمت مرغان دریایی آوازهای عاشقانه می خوانند در رگهایم جاری می ...

Read More »