Home / Literature / حسین پناهی

حسین پناهی

حسین پناهی

حسین پناهی : تازه حکمت بازیهای کودکــــی را فهمیدم ….

تازه حکمت بازیهای کودکــــی را فهمیدم زووووو :  تمرین روزهای نفس گیر زندگـی الاکلنگ:  تمرین دیدن بالا و پایین دنیا سرسر ه:  تمرین سخـت بالارفتن و راحت پایین آمدن هفت سنگ :  تمرین نشانه رفتن به هدف وسطی :  تمرین ...

Read More »

سروده ای از حسین پناهی : غلت

  غلت * پشت پرچین خیال حوری غول دیوانه شب در کلهش گاو می دوشد سوت آواره مردی در شب و عروسی در خواب دامنش پر شده از خارک زرد سوت آواره مردی در شب خواب انجیر سیاه گشته حرام ...

Read More »

سروده ای از حسین پناهی : ابله

  ابله * سنگ اندیشه به افلاک مزن دیوانه چون که انسانی و از تیره سر طاسانی زهره گوید که شعور همه آفاقی تو مور داند که تو بر حافظه اش حیرانی در ره عشق دهی هم سر و هم ...

Read More »

سروده ای از حسین پناهی : زیر صفر

  ‬ ‫ ‫زیر صفر * رویا پشت پنجره ایستاده بود با دفتر حساب و چشمان میشی اش دنیا در ایوان نشسته بود با قیچی و چلوار سفید و چشمان میشی اش من در حیاط خوابیده بودم با تسبیح بلند ...

Read More »

سروده ای از حسین پناهی : قاف

  ‬ ‫ ‫قاف * خوشا به حال لک لکا که خوابشون  واو  نداده خوشا به حال لک لکا که عشقشون  قاف نداره خوشا به حال لک لکا که مرگشون  گاف نداره خوشا به حال لک لکا که لک لک ...

Read More »

سروده ای از حسین پناهی : سایه

  ‬ ‫ ‫سایه * نفرینم نکن به خاطر خستگی بی فرجام لحظات و ناگزیری علم اسب از وقوع زلزله و این ملودی غریب که ذهن پیانو را مغشوش می کند سر بر کوره خورشید می ساید زارع سیاه پنگول ...

Read More »

سروده ای از حسین پناهی : گرگ

  ‬ ‫ ‫گرگ * وارفته زیر ماه کنار سنگ با همدمان دائمیم بوته های ارغوان و وز وز مگس چن گرگ شل به بوی هزار پرسه آلوده است جفتم نیامده است و در افق جز هاپ و هوپ سگ ...

Read More »