Home / Literature / چنین گفت فردوسی پاکزاد : يکی روز شاه جهان سوی کوه ,‬ ‫گذر کرد با چند کس همگروه‬

چنین گفت فردوسی پاکزاد : يکی روز شاه جهان سوی کوه ,‬ ‫گذر کرد با چند کس همگروه‬

poem-book-128

داستان کشف آتش بدست هوشنگ

‫يکی روز شاه جهان سوی کوه‬
‫گذر کرد با چند کس همگروه‬
‫پديد آمد از دور چيزی دراز‬
‫سيه رنگ و تيره تن و تيزتاز‬
‫دوچشم از بر سر چو دو چشمه خون‬
‫ز دود دهانش جهان تيره گون‬
‫نگه کرد هوشنگ باهوش و سنگ‬
‫گرفتش يکی سنگ و شد تيزچنگ‬
‫به زور کيانی رهانيد دست‬
‫جهانسوز مار از جهانجوی جست‬
‫برآمد به سنگ گران سنگ خرد‬
‫‪همان و همين سنگ بشکست گرد‬
‫فروغی پديد آمد از هر دو سنگ‬
‫دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ‬
‫نشد مار کشته وليکن ز راز‬
‫ازين طبع سنگ آتش آمد فراز‬
‫جهاندار پيش جهان آفرين‬
‫نيايش همی کرد و خواند آفرين‬
‫که او را فروغی چنين هديه داد‬
‫همين آتش آنگاه قبله نهاد‬
‫بگفتا فروغيست اين ايزدی‬
‫پرستيد بايد اگر بخردی‬
‫شب آمد برافروخت آتش چو کوه‬
‫همان شاه در گرد او با گروه‬
‫يکی جشن کرد آن شب و باده خورد‬
‫سده نام آن جشن فرخنده کرد‬
‫ز هوشنگ ماند اين سده يادگار‬
‫بسی باد چون او دگر شهريار‬
‫کز آباد کردن جهان شاد کرد‬
‫جهانی به نيکی ازو ياد کرد‬

حکیم ابوالقاسم فردوسی

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*