Home / Literature / سروده ای از نظامی گنجوی : همه روز را روزگارست نام , یکی روز دانه‌ست و یک‌روز دام

سروده ای از نظامی گنجوی : همه روز را روزگارست نام , یکی روز دانه‌ست و یک‌روز دام

 همه روز را روزگارست نام
یکی روز دانه‌ست و یک‌روز دام

به مور آن دهد کو بود مورخوار
دهد پیل را طعمهٔ پیل‌وار

همه کار شاهان شوریده آب
از اندازه نشناختن شد خراب

بزرگ اندک و خرد بسیار برد
شکوه بزرگان ازین گشت خرد

سخائی که بی‌دانش آید به جوش
ز طبل دریده برآرد خروش

مراتب نگهدار تا وقت کار
شمردن توانی یکی از هزار

جهاندار چون ابر و چون آفتاب
به اندازه بخشد هم آتش هم آب

به دریا رسد دُر فشاند ز دست
کند گردهٔ کوه را لعل بست

به حمدالله این شاه بسیار هوش
که نازش خرست و نوازش فروش

به اندازهٔ هر که را مایه‌ای
دها و دهش را دهد پایه‌ای

از آن شد براو آفرین جای گیر
که در آفرینش ندارد نظیر

سری دیدم از مغز پرداخته
بسی سر به ناپاکی انداخته

دری پر ز دعوی و خوانی تهی
همه لاغریهای بی فربهی

همین رشته را دیدم از لعل پر
ضمیری چو دریا و لفظی چو در

خریداری الحق چنین ارجمند
سخنهای من چون نباشد بلند

نظامی گنجوی

نظامی 2

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*