Home / Literature / سروده ای از محمد کاظم کاظمی : شب یلدا

سروده ای از محمد کاظم کاظمی : شب یلدا

Kazemi-2

 

 

شب یلدا

*

 

اینجا در این تلاقی خونها و شیشه‌ها
شبها بد بلندترند از همیشه‌ها
شبها بد بلندترند از همیشه‌ها
تا آب این درخت بخشکد به ریشه‌ها
امشب بدون جامه بخوابی بلندتر
بر روی روزنامه بخوابی بلندتر
دار و صلیب و قبر ببینی زیادتر
خواب پلنگ و ببر ببینی زیادتر
وقتی شب از همیشه شود جانگدازتر
خون شما به شیشه شود جانگدازتر

*

یلدا حریف این‌همه سختی شود مگر
سیبی که می‌خورید درختی شود مگر
مستوجب عطای بخیلان شوی شبی‌
منظور وعده‌های وکیلان شوی شبی‌:
من آمدم ترانه بیارم برایتان‌
آجیل و هندوانه بیارم برایتان‌
روزانتان همیشه به جوزا بدل شود
شبهایتان همیشه به یلدا بدل شود
آن قصر زرنگار، پس از کوه و جنگل است‌
سختی همیشه در صد و سی سال اول است‌
دیگر کلید بخت به جیب تو می‌شود
هر شب خوراک برّه نصیب تو می‌شود
تا هندوانه پوست شود صبر کن عزیز!
آن پوست سهم توست شود، صبر کن عزیز!

*

کوچک زیاد بوده‌ای‌، اینک بزرگ شو
این پوست را رها کن و ای برّه‌! گرگ شو
سال دگر به سیب زمینی بسنده کن‌
مردان سیب‌خور را چون سیب رنده کن‌
امسال اگر بریدة نان می‌خوریم ما،
سال دگر خوراک شبان می‌خوریم ما

 

محمد کاظم کاظمی

?????????????????????

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*