Home / Short Stories / داستان کوتاه : راکی اثر جان دوس پاسوس

داستان کوتاه : راکی اثر جان دوس پاسوس

John Dos Passos-1

 

راکی

از قوری قشنگی بر لب میز کافه عطر ملایم برگچه‌های ریحان می‌آید . آن پشت، روی سکوی کوچکی که دورش پارچه قرمز کشیده‌اند، نوازندگان با مضراب و زخمه پیش در‌آمد یکنواختی می‌نوازند که از میان آب نغمه‌ای در نیم پرده‌های بالا رونده بیرون می‌خزد و با لوشه‌های پیچیده بی‌پایان در فضا می‌لغزد . سنتور و قانون و ویولون زن خواننده را همراهی می‌کنند . در میانشان روی یک سه پایه چند فنجان قهوه‌ خوری و یک شیشه عرق مصطکی گذاشته‌اند . سنتور را مرد خاکستری موئی می‌نوازد که دماغ گنده و عینکی است و گاه به گاه سر به عقب می‌برد ، دهانش را چارتاق باز می‌کند و شادمانه چهچهه‌ای می‌زند که دیگران هم از آن پیروی می‌کنند و بعد با دشواری تمام بافت آهنگ را از سر می‌گیرند . بر سر میزهایی که تنگاتنگ هم زیر درخت چنار گذاشته‌اند تا از آفتاب بعدازظهر در امان بمانند، مشتریها با قلیان یا سیگار یا پیپ های آلمانی یا سیگارهای برگ آمریکایی نشسته‌اند و عرق مصطکی و آبجو و قهوه و حتی ودکا می‌نوشند . از مصطکی و راکی بوی تنباکو و زغال و بادیان می‌آید و از سیخ های شیش کباب بوی گوشت بریان، و زبانهای ناساز با لخ لخ پاهایی که از خیابان زیر ایوان رد می‌شوند نمی‌سازند .
دستهایم ستون چانه‌ام و چشمهای فروافتاده‌ام دوخته بر باریکه قاچ‌قاچ و غبار‌آلودی از پیاده‌رو در میان پاهای برهنه پسر بچه‌هایی که در کنار دیوار ایوان کلوچه و پسته و آب‌ نباتهای مگس‌زده می‌فروشند، و ردیف اتومبیلهای کرایه که رانندگانشان، غالباَ روسهایی در جامه‌های گوناگون و وصله خورده نظامی، چرت می‌زنند و می‌خسبند و صحبت می‌کنند، و ساعات دراز بعدازظهر را در انتظار مسافر به سر می‌آورند…. در آن سو کفشها، پاها، لخ‌لخ پاها بر خاک، بازوهای در هم افتاده، دستهایی که تهی‌ وار در هوا تاب می‌خورند، شانه‌های خمیده، شانه‌های ستبر زیر پیراهن نازکی از نخ، سینه‌های زیتونی، دانه‌های درشت عرق، چارقد، چادرهای سیاه زنان ، چهره‌ها . گویائی چهره‌ها آئینه تمام حیات است. پسرکی، رنگ پوستش چون سفال، چشمها و لبهایش چون رب‌النوع سرمست شراب، طبقی از دانه‌های زرد رنگ ذرت بوداده بر سر، شاد و شنگول می‌گذرد . دخترکی، موش‌ وار، اندام سست و سپیدش چون گل رازقی در پشت چادری نازک و سیاه، با گامهای تند می‌رمد . پیرمردی سپید ریش، چشمهای سرخ‌هامشش ناز چون حجر‌القمر، و عصاکشش پسرکی نحیف به رنگ کهر . دو حمال، زور بازوی هرکدام همسنگ گاومیش، چهره‌های برجسته نقش‌شان تهی از شعور و ریشهای سیاهشان چون کمانداران آشور . سه مرد روس، زرین مو، ستبر سینه، برزو بالایشان یکجور، پیراهنهای کرباسی سفیدشان محکم فروکشیده به زیر کمربند، چشمها آبی رنگ، چهره‌ها شسته و شاداب و موهایشان باز شده از وسط مثل کودکانی آراسته برای رفتن به مهمانی. تاجر یونانی چهارشانه‌ای در کت و شلوار سبکی که جهانگردهای آمریکائی به تن می‌کنند. سربازهای انگلیسی، راست قامت و سرخ‌رو . ولگردهای درشت آرواره ستیزه جو سرگرم بازی با گدازاده‌های نحیف و زردانبو . ساحل نشینهای پریده رنگ با چشمهای رموک و بینیهای خمیده . ارمنی هایی با دهان های خرده‌گیر و چشمهای درشتی به رنگ عسل . در آفتاب رخشان و سایه‌های تند، چهره‌ها در گذر محو می‌شوند و در می‌آمیزند . چهره‌ها صاف و زرد مانند گرمک، پولادین چون تبر؛ چهره‌ها مثل کدوهای زمستان، جمجمه مردگان، فانوس خیال، نارگیل، و سیب‌زمینی های جوانه‌زده، در آفتاب سفید سنگدل آهسته در هم می‌آمیزند، چهره‌های قهوه‌ای زیر فینه‌ها، چهره‌های زرد زیر کلاههای حصیری، چهره‌های شاداب شمالی زیر کاسکتهای خاکی رنگ- همه با هم درمی‌آمیزند و به چهره واحدی تبدیل می‌شوند با ابروهای در هم کشیده، شیارهای گرسنه در اطراف گوشه‌های لب، لبهای بی تاب، رشگ‌آمیز، خشمگین، شهوانی. چهره انسانی که با قوت لایموت زنده است.
این چهره‌ها نغمات زخمه‌ای است که بر تارهای مرتعش کلاف سر در گم اپرا نواخته شده است . رشته‌های بی شماری است، که از قعر هزار تو بیرون جسته است . اگرهم راهی می‌بود به میان خیابانهای سراشیب قراضه‌ای که خانه‌های چوبی سیاهشان یله شده است و در آنها زنهای درشت ساق با چشمهای سورمه کشیده از مهتابی ها به حماله ایی می‌نگرند که روی پله‌های ناهموار زیر بارهای سنگینشان تلوتلو می‌خوردند و چنان عرق می‌ریزند که سرخی فینه‌های آنها رشته‌رشته بر گونه‌های قاچ‌ قاچ و خشکیده‌شان جاری است؛ به میان چنار سایه پس کوچه‌های نا به هنگامی که جای‌جای از میان گورسنگ های قائم و ظریفانه تراش خورده گورستانها آبی باور ناشدنی دریا و زرد کهربایی تپه‌ها را ربوده‌اند و منتهی به کومه سنگهای بی‌راه عمارتهای سوخته‌ای می‌شوند که گاه به گاه در میانشان گنبد دهان بازکرده‌ای هست و مناره شرحه‌شرحه‌ای، همانجا که جیب‌برها و مردم بیخانمان در بازمانده خانه‌ها و ویرانه آب‌انبارها زندگی می‌کنند؛ و یا به میان خیابانهای ساحلی گالاتا با داربست های درختهای میوه و زنهای طناز یونانی در کنار درگاهها و کافه‌هایی که پاتوق ملوانها و انباشته از دینگ و دانگ پیانوهای مکانیکی یا طنین زنگدار سازهای بادی دسته ارکستر است، همانجا که رقص زوج های ناجور و به هم چسبیده به افت و خیز امواج دریا می‌ماند؛ یا به میان بازارهای خنک استانبول، آنجا که در سایه روشن رواق های فیروزه‌ای بازرگان های ایرانی و یونانی و یهودی و ارمنی قماش منچستر و قلمکارهایی را پهن کرده‌اند که گاه به گاه ستون غبار آلودی از آفتاب چون شعله‌های رنگین جلوه‌ شان میدهد؛ یا به درون ویرانه کاخهای کنار بسفر، همانجا که پناهندگان سیاسی تنگاتنگ هم در گندی گیج‌کننده به سر می‌برند؛ یا به درون خانه‌های مجلل و زرنگاری که در آنها میلیونرهای یونانی و دلالهای سوری ثروتمند شده در سایه جنگ هر شب در جوار خیابان بزرگ پرا ضیافت می‌دهند؛ یا به میان حیاط ها و در گاه هایی که در آنها روسها مانند گوسفندهای بوران زده هنگام خواب کنجله می‌شوند: شاید روزی در جایی می‌توانستم کلید رمز این نقش شگفت و درهم تنیده را که لاقیدانه بر زمینه‌ای از درد محض حک شده است پیدا کنم .
امروز بعدازظهر فقط می‌توانم راکی‌ام را که بر اثر آب به رنگ شیر در‌آمده است جرعه جرعه بنوشم . شکوه بی‌پایان ارکستر ترکی، یکنواخت و عجیب و ارضاه کننده، گوشم را کرخت کرده است . باد خنک دریای سیاه برخاسته و با وزش پیچانش خاک و کاغذ را در میدان تقسیم به رقص در‌آورده است .
در امتداد صف تاکسیها، بی‌اعتنا به آنها، بی‌اعتنا به ترامواهای سرخرنگ و مچ‌ پیچهای ظفرمند افسرهای یونانی، سرش، زیر کلاه گلابتون، خم شده در برابر باد، چشمهای بادامی‌اش فروبسته چون دو شکاف سیاه در گرگ و میش شامگاه، گامهای ریز و کوتاهش در گیوه‌های ملیله دوزی شده، آستینهای گشاد قبای ابریشمی قرمزش پیچنده در باد، چینی صاحب منصبی راه می‌رود .

 

جان دوس پاسوس

John Dos Passos

مترجم : سعید باستانی

John Dos Passos-2

 

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*