Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : ‫نگويم آب و گلست آن وجود روحانی‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : ‫نگويم آب و گلست آن وجود روحانی‬

 sadi

‫‫

 

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫نگويم آب و گلست آن وجود روحانی‬
‫بدين کمال نباشد جمال انسانی‬

اگر تو آب و گلی همچنان که ساير خلق‬
گل بهشت مخمر به آب حيوانی‬

به هر چه خوبتر اندر جهان نظر کردم‬
که گويمش به تو ماند تو خوبتر ز آنی‬

وجود هر که نگه می کنم ز جان و جسد‬
‫مرکبست و تو از فرق تا قدم جانی‬

گرت در آينه سيمای خويش دل ببرد‬
چو من شوی و به درمان خويش درمانی‬

دلی که با سر زلفت تعلقی دارد‬
‫چگونه جمع شود با چنان پريشانی‬

مرا که پيش تو اقرار بندگی کردم‬
‫رواست گر بنوازی و گر برنجانی‬

ولی خلاف بزرگان که گفته اند مکن‬
‫بکن هر آن چه بشايد نه هر چه بتوانی‬

طمع مدار که از دامنت بدارم دست‬
‫به آستين ملالی که بر من افشانی‬

فدای جان تو گر من فدا شوم چه شود‬
برای عيد بود گوسفند قربانی‬

روان روشن سعدی که شمع مجلس توست‬
‫به هيچ کار نيايد گرش نسوزانی‬

 

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*