Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : جمعی که تو در ميان ايشانی‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : جمعی که تو در ميان ايشانی‬

 sadi

‫‫

 

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫جمعی که تو در ميان ايشانی‬
زان جمع به دربود پريشانی‬

ای ذات شريف و شخص روحانی‬
‫آرام دلی و مرهم جانی‬

خرم تن آن که با تو پيوندد‬
‫وان حلقه که در ميان ايشانی‬

من نيز به خدمتت کمر بندم‬
‫باشد که غلام خويشتن خوانی‬

بر خوان تو اين شکر که می بينم‬
‫بی فايده ای مگس که می رانی‬

هر جا که تو بگذری بدين خوبی‬
کس شک نکند که سرو بستانی‬

هرک اين سر دست و ساعدت بيند‬
گر دل ندهد به پنجه بستانی‬

من جسم چنين نديده ام هرگز‬
‫چندان که قياس می کنم جانی‬

بر ديده من برو که مخدومی‬
پروانه به خون بده که سلطانی‬

من سر ز خط تو بر نمی گيرم‬
‫ور چون قلمم به سر بگردانی‬

اين گرد که بر رخست می بينی‬
‫وان درد که در دلست می دانی‬

دودی که بيايد از دل سعدی‬
پيداست که آتشيست پنهانی‬

می گويد و جان به رقص می آيد‬
خوش می رود اين سماع روحانی‬

 

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*