Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : بهار آمد که هر ساعت رود خاطر به بستانی‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : بهار آمد که هر ساعت رود خاطر به بستانی‬

 sadi

‫‫

 

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫بهار آمد که هر ساعت رود خاطر به بستانی‬
‫به غلغل در سماع آيند هر مرغی به دستانی‬

دم عيسيست پنداری نسيم باد نوروزی‬
‫که خاک مرده بازآيد در او روحی و ريحانی‬

به جولان و خراميدن درآمد سرو بستانی‬
‫تو نيز ای سرو روحانی بکن يک بار جولانی‬

به هر کويی پری رويی به چوگان می زند گويی
تو خود گوی زنخ داری بساز از زلف چوگانی‬

به چندين حيلت و حکمت که گوی ازهمگنان بردم
به چوگانم نمی افتد چنين گوی زنخدانی‬

بيار ای باغبان سروی به بالای دلارامم‬
که باری من نديدستم چنين گل در گلستانی‬

تو آهوچشم نگذاری مرا از دست تا آن گه‬
که همچون آهو از دستت نهم سر در بيابانی‬

کمال حسن رويت را صفت کردن نمی دانم‬
‫که حيران باز می مانم چه داند گفت حيرانی‬

وصال توست اگر دل را مرادی هست و مطلوبی
کنار توست اگر غم را کناری هست و پايانی‬

طبيب ازمن به جان آمد که سعدی قصه کوته کن
که دردت را نمی دانم برون از صبر درمانی‬

 

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*