Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : بنده ام گر به لطف می خوانی‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : بنده ام گر به لطف می خوانی‬

 sadi

‫‫

 

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫بنده ام گر به لطف می خوانی‬
‫حاکمی گر به قهر می رانی‬

کس نشايد که بر تو بگزينند‬
که تو صورت به کس نمی مانی‬

ندهيمت به هر که در عالم‬
‫ور تو ما را به هيچ نستانی‬

گفتم اين درد عشق پنهان را‬
‫به تو گويم که هم تو درمانی‬

بازگفتم چه حاجتست به قول‬
که تو خود در دلی و می دانی‬

نفس را عقل تربيت می کرد‬
‫کز طبيعت عنان بگردانی‬

عشق دانی چه گفت تقوا را‬
پنجه با ما مکن که نتوانی‬

چه خبر دارد از حقيقت عشق‬
‫پای بند هوای نفسانی‬

خودپرستان نظر به شخص کنند‬
‫پاک بينان به صنع ربانی‬

شب قدری بود که دست دهد‬
‫عارفان را سماع روحانی‬

رقص وقتی مسلمت باشد‬
‫کستين بر دو عالم افشانی‬

قصه عشق را نهايت نيست
صبر پيدا و درد پنهانی‬

سعديا ديگر اين حديث مگوی‬
‫تا نگويند قصه می خوانی‬

 

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*