Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : ذوقی چنان ندارد بی دوست زندگانی‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : ذوقی چنان ندارد بی دوست زندگانی‬

 sadi

‫‫

 

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫ذوقی چنان ندارد بی دوست زندگانی‬
دودم به سر برآمد زين آتش نهانی‬

شيراز در نبسته ست از کاروان وليکن‬
ما را نمی گشايند از قيد مهربانی‬

اشتر که اختيارش در دست خود نباشد‬
‫می بايدش کشيدن باری به ناتوانی‬

خون هزار وامق خوردی به دلفريبی‬
‫دست از هزار عذرا بردی به دلستانی‬

صورت نگار چينی بی خويشتن بماند‬
‫گر صورتت ببيند سر تا به سر معانی‬

ای بر در سرايت غوغای عشقبازان‬
همچون بر آب شيرين آشوب کاروانی‬

تو فارغی و عشقت بازيچه می نمايد‬
‫تا خرمنت نسوزد تشويش ما ندانی‬

می گفتمت که جانی ديگر دريغم آيد‬
‫گر جوهری به از جان ممکن بود تو آنی‬

سروی چو در سماعی بدری چو در حديثی‬
صبحی چو در کناری شمعی چو در ميانی‬

اول چنين نبودی باری حقيقتی شد‬
دی حظ نفس بودی امروز قوت جانی‬

شهر آن توست و شاهی فرمای هر چه خواهی‬
گر بی عمل ببخشی ور بی گنه برانی‬

روی اميد سعدی بر خاک آستانست‬
‫بعد از تو کس ندارد يا غايه الامانی‬

 

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*