Home / Literature / سروده ای از گیتی : دوران خوش

سروده ای از گیتی : دوران خوش

Image083 (2)

 

دوران خوش

*
رفته بودم به دور ها
دوران خوش سر خوشی
به روزهای بی ریایی
چه عاشقانه می خندیدیم
چه پاک می نگریستیم
آنگاه که همه چیز
را با مهر می خواستیم
وقتی هنوز دروغ نمی دانستیم
بازی دادن بلد نبودیم
دنیا پر ار رنگ شادی بود
همه جا سبز
درختان پر از شکوفه
وقتی آدمها را دوست داشتیم
نگاه به قلب می انداختیم
آنگاه که پول شمردن را نمی دانستیم
عروسک کولی تنها اسباب بازی ام بود
در آغوش کشیدن عروسکم
همه دنیایم بود
وقتی خاله بازی می کردم
با سبد خالی در دستم
انگار دنیا را خریدم
وقتی تیله بازی برادرم
مرا محذوب خود می کرد
و در شادی رنگهای تیله غوطه می خوردم
آن زمان بود
که فکر می کردم
کاش بزرگ شوم
زیبایی ها ی رویاهایم دست گیرم
چه ناباورانه ، باور داشتم
کودک, بزرگ شود
و چون ماهی صمد
خواستم از رودخانه بگذرم
در دریا شنا کنم
و آب زلال دریا را آبی بینم
غافل از اینکه دیگر
دریا آبی نیست
کوسه هایش به انتظار
بزرگ شدنم نشسته اند .

 

گیتی میرزایی

 

گیتی

 

About Giti Mirzaei

Giti Mirzaei
  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*