Home / Short Stories / داستان کوتاه : کارمندان اثر پیتر بیکسل

داستان کوتاه : کارمندان اثر پیتر بیکسل

Peter Bichsel-1

 

کارمندان

آن‌ها سر ساعت دوازده از در بزرگ اداره، هر یک در حال نگه‌داشتن در برای نفر بعدی، همه با کلاه و پالتو و همیشه یک وقت از در اداره بیرون می‌آ‌یند، همیشه سر ساعت دوازده . آن‌ها آرزو می‌کنند، خوب غذا بخورند . به هم سلام می‌کنند، همه کلاه بر سر می‌گذارند .
و حالا آن‌ها تند راه می‌روند، زیرا خیابان به نظرشان مشکوک می‌آید . در حال حرکت به طرف خانه‌اند و می‌ترسند باجه را نبسته باشند، به حقوق بعدی فکر می‌کنند، به بلیط بخت‌آزمایی، به شرط‌بندی مسابقات ورزشی، به پالتو برای همسر و در همان حال پاها را به حرکت درمی‌آورند و گاه‌ گداری یکی‌شان فکر می‌کند، عجیب است که پاها حرکت می‌کنند .
موقع خوردن ناهار از راه بازگشت می‌ترسند، زیرا که به نظرشان مشکوک می‌آید و آن‌ها عاشق کارشان نیستند، اما کار باید انجام شود، برای اینکه مردم جلوی باجه ایستاده‌اند، برای این‌که مردم باید بیایند و مردم باید بپرسند . بعد دیگر هیچ‌چیز برایشان مشکوک نیست و دانستن این نکته شادشان می‌کند و آن‌ها این شادی را با قناعت به دیگران می‌بخشند . آن‌ها روی میز پشت باجه‌شان مهر و پرسش‌نامه دارند و جلوی باجه مردم را . و کارمندانی وجود دارند که از بچه‌ها خوششان می‌آید و کارمندانی که عاشق سالاد ترب هستند و چندتایی بعد از کار به ماهیگیری می‌روند و بیشترشان وقتی سیگار می‌کشند، توتون معطر را به توتون گس ترجیح می‌دهند و کارمندانی وجود دارند که کلاه بر سر نمی‌گذارند .
و سر ساعت دوازده همه آن‌ها از در بزرگ اداره بیرون می‌آیند .

پیتر بیکسل

Peter Bichsel

Peter Bichsel-2

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*