Home / Literature / سروده ای از سید ظاهر موسوی : ایستاده ام

سروده ای از سید ظاهر موسوی : ایستاده ام

LANGUAGEpoetry

 

ایستاده ام

*
ازتــــــــمدن تاتمدن درجــــــهان
سالــــــها درانــــتظار ایستاده ام

آمدن ویران نـــمودن جـــسم من
بـادوچـــــشم اشک بار ایستاده ام

گرچه مدفونم نـــمودن درزمــین
بازهـــــــم مــن استوارایستاده ام

چشم مـــن رابردازاین شهرودیار
باعـصــــــامـــن دردبارایستاده ام

صــــددریغا پــــیکرم ویــرانه شد
نام مــــــن مـاند نامدارایستاده ام

من چه کردم این چنین بامن نمود
درسکـــــوت روز گار ایستاده ام

نام مــــــــــن بودا وتندیس بزرگ
هبیت لــــیل ونـــــهار ایستاده ام

پس چرا مـرهم نشد این زخم من
قلــب پرخون بی قرار ایستاده ام

قوم دون شاه مامه را ویران نمود
قطعه قطعه داغــدار ایستاده ام

ازخجالت ریختم مـــــــــن درزمین
شرم دارم شــــرم سار ایستاده ام

وای ازاین دور جــــهالت وا ازین
عصــر جهل را یاد گار ایستاده ام

ای موسوی زین جهت توغم مـخور
مــــن به اذن کردگار ایستاده ام

 

 

سیدظاهر موسوی

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*