Home / Literature / سروده ای از انوری : آن روزگار کو که مرا یار یار بود

سروده ای از انوری : آن روزگار کو که مرا یار یار بود

انوری شاعر

 

آن روزگار کو که مرا یار یار بود

من بر کنار از غم و او در کنار بود

روزم به آخر آمد و روزی نزاد نیز

زان گونه روزگار که آن روزگار بود

امروز نیست هیچ امیدم به کار خویش

بدرود دی که کار من امیدوار بود

دایم شمار وصل همی برگرفت دل

این هجر بی شمار کجا در شمار بود

با روی چون نگار نگارم هزار شب

کارم ز خرمی و خوشی چون نگار بود

و اکنون هزار بار شبی با دریغ و درد

گویم که یارب آن چه نشاط و چه کار بود

 

انوری ابیوردی

انوری ابیوردی

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*