Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : هر سلطنت که خواهی می کن که دلپذيری‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : هر سلطنت که خواهی می کن که دلپذيری‬

 sadi

‫‫

 

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫

‫‫‫‫‫‫‫‫هر سلطنت که خواهی می کن که دلپذيری‬
در دست خوبرويان دولت بود اسيری‬

جان باختن به کويت در آرزوی رويت‬
‫دانسته ام وليکن خون خوار ناگزيری‬

ملک آن توست و فرمان مملوک را چه درمان‬
گر بی گنه بسوزی ور بی خطا بگيری‬

گر من سخن نگويم در وصف روی و مويت‬
‫آيينه ات بگويد پنهان که بی نظيری‬

آن کو نديده باشد گل در ميان بستان‬
‫شايد که خيره ماند در ارغوان و خيری‬

گفتم مگر ز رفتن غايب شوی ز چشمم‬
‫آن نيستی که رفتی آنی که در ضميری‬

ای باد صبح بستان پيغام وصل جانان‬
‫می رو که خوش نسيمی می دم که خوش عبيری‬

او را نمی توان ديد از منتهای خوبی‬
‫ما خود نمی نماييم از غايت حقيری‬

گر يار با جوانان خواهد نشست و رندان‬
ما نيز توبه کرديم از زاهدی و پيری‬

سعدی نظر بپوشان يا خرقه در ميان نه‬
رندی روا نباشد در جامه فقيری‬

 

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*