Home / Literature / سروده ای از فریده اکبری : زنبور ها

سروده ای از فریده اکبری : زنبور ها

poetry-11

زنبور ها

 

*

 

امروز پنجره اطاق من باز بود

و زنبور ها آمدند

بی آنکه امانم دهند

تمام وجودم را گزيدند

با دستان سرخ و تاول زده ام

بار ديگر پنجره را گشودم

تا آزاد شوند تا رهايم کنند

با همان دستان مهربانم

بی درنگ در به سويشان گشود بود که

زنبور های کينه دوز

از من چه بدی به شما رسيده بود

جز اين که پنجره باز گذاشتم

تا هرآنگاه که خواستيد

بی اجازه وارد حريم من شويد

وای بر شما

و دست های نا مهربانتان

وای بر شما ای زنبورها

ای زنبورهای نامهربان

ديگر اين در به سوی شما گشوده نخواهد شد

و من از اينجا خواهم رفت

تا بياموزيد که

جواب نيکی زخم نيست

نا مهربانی نيست

ای زنبور ها

ای زنبور های نامهربان

 

فریده اکبری

 

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*