Home / Short Stories / داستان کوتاه : سکه اثر پائولو کوئلیو

داستان کوتاه : سکه اثر پائولو کوئلیو

Paulo Coelho-1

 

 

سکه

*

در خلال یک نبرد بزرگ، فرمانده قصد حمله به نیروی عظیمی از دشمن را داشت

فرمانده به پیروزی نیروهایش اطمینان داشت ولی سربازان دو دل بودند

فرمانده سربازان را جمع کرد، سکه از جیب خود بیرون آورد

رو به آن ها کرد و گفت: سکه را بالا می‏اندازم، اگر رو بیاید پیروز می‏شویم و اگر پشت بیاید شکست می‏خوریم

بعد سکه را به بالا پرتاب کرد

سربازان همه به دقّت به سکه نگاه کردند تا به زمین رسید

سکه به سمت رو افتاده بود

سربازان نیروی فوق ‏العاده‏ای گرفتند و با قدرت به دشمن حمله کردند و پیروز شدند

پس از پایان نبرد، معاون فرمانده نزد او آمد و گفت قربان، شما واقعاً می‏خواستید سرنوشت جنگ را به یک سکه واگذار کنید؟

فرمانده با خونسردی گفت: بله و سکه را به او نشان داد

هر دو طرف سکه رو بود!

 

پائولو کوئلیو

Paulo Coelho

 

Paulo Coelho-2

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*