Home / Short Stories / داستان کوتاه : زخم های عشق اثر پائولو کوئلیو

داستان کوتاه : زخم های عشق اثر پائولو کوئلیو

Paulo Coelho-1

 

 

زخم های عشق

*
چند سال پیش در یک روز گرم تابستان پسر کوچکی با عجله لباس هایش را درآورد و خنده کنان داخل دریاچه شیرجه رفت

مادرش از پنجره نگاهش می کرد و از شادی کودکش لذت می برد

مادر ناگهان تمساحی را دید که به سوی فرزندش شنا می کند

مادر وحشت زده به سمت دریاچه دوید و با فریاد پسرش را صدا زد

پسر سرش را برگرداند ولی دیگر دیر شده بود

تمساح با یک چرخش پاهای کودک را گرفت تا زیر آب بکشد

مادر از راه رسید و از روی اسکله بازوی پسرش را گرفت

تمساح پسر را با قدرت می کشید ولی عشق مادر به کودکش آنقدر زیاد بود که نمیگذاشت او بچه را رها کند

کشاورزی که در حال عبور از آن حوالی بود ، صدای فریاد مادر را شنید، به طرف آن ها دوید و با چنگک محکم بر سر تمساح زد و او را

کشت.

پسر را سریع به بیمارستان رساندند

دو ماه گذشت تا پسر بهبودی مناسب بیابد

پاهایش با آرواره های تمساح سوراخ سوراخ شده بود و روی بازوهایش جای زخم ناخن های مادرش مانده بود

خبرنگاری که با کودک مصاحبه می کرد از او خواست تا جای زخم هایش را به او نشان دهد

پسر شلوارش را کنار زد و با ناراحتی زخم ها را نشان داد

سپس با غرور بازوهایش را نشان داد و گفت: این زخم ها را دوست دارم، این ها خراش های عشق مادرم هستند.

 

پائولو کوئلیو

Paulo Coelho

 

Paulo Coelho-2

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*