Home / Literature / سروده ای از فریده اکبری : عنکبوت

سروده ای از فریده اکبری : عنکبوت

poetry-11

عنکبوت

 

*

 

دستهای خاکستری ات

بر تنم رد پايی از مرگ گذاشت
تارهايی که تنيدی بر تنم

ديگر توان برخاستن ام نگذاشت

از جبر زمانه من

هم آغوشی تو را پذيرفتم

گرچه ميدانستم

از هم آغوشی تو به اسارت خواهم رسيد

وای بر من

که ندانسته مرگ را با آغوش باز پذيرفتم

دستهای خاکستری ات

بر تنم رد پايی از مرگ گذاشت

خانه خالی بود و ديوارها خط خطی

زندانی تو بودم من

گويا صد بهاراز زندگی گذشت

چيزی باقی نمانده بود نه از من و نه از زندگی

ديوارهای خط خطی و تارهای تنيده درهم

از تو باقی مانده بود

و تنديس توآماده برای يک اسارت جديد

 

 

فریده اکبری

 

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*