Home / Literature / سروده ای از نورالله وثوق : بی زبانی

سروده ای از نورالله وثوق : بی زبانی

Norollah Wosuq-1

 

بی زبانی

*

رفته از دستم حسابِ ماه وسال، ازمن مپرس

حرف هجران رامزن ، غیر از وصال از من مپرس

داستانِ داغِ جانسوزِ دلِ من مختصر

قصه ی دارد کشال اندرکشال از من مپرس

جانِ من بنشین زبان بازی مکن با عاشقت

بی ز بانم بی زبانم لالِ لال ،ازمن مپرس

لب به لب بگذار وخاموشی گزین زیرا لبم

تشنه ولبهای تو آبِ زلال ازمن مپرس

من پریشانم پریشانم پریشانم ،تویی

بی خیالِ بی خیالِ بی خیال، ازمن مپرس

تا تویی دارایی اندیشه ی دیرینِ من

هرگز از سرمایه ومال ومنال از من مپرس.

قولِ انکحتُ وزوَّجتُ قَبِلتُ را بده

تا شوی باعاشقت درجا حلال ازمن مپرس

 
نورالله وثوق

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*