Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : بخت آيينه ندارم که در او می نگری‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : بخت آيينه ندارم که در او می نگری‬

 sadi

‫‫

 

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫

‫‫‫بخت آيينه ندارم که در او می نگری‬
خاک بازار نيرزم که بر او می گذری‬

من چنان عاشق رويت که ز خود بی خبرم‬
‫تو چنان فتنه خويشی که ز ما بی خبری‬

به چه ماننده کنم در همه آفاق تو را‬
کان چه در وهم من آيد تو از آن خوبتری‬

برقع از پيش چنين روی نشايد برداشت‬
که به هر گوشه چشمی دل خلقی ببری‬

ديده ای را که به ديدار تو دل می نرود‬
هيچ علت نتوان گفت بجز بی بصری‬

گفتم از دست غمت سر به جهان دربنهم
‫نتوانم که به هر جا بروم در نظری‬

به فلک می رود آه سحر از سينه ما‬
تو همی برنکنی ديده ز خواب سحری‬

خفتگان را خبر از محنت بيداران نيست‬
‫تا غمت پيش نيايد غم مردم نخوری‬

هر چه در وصف تو گويند به نيکويی هست‬
عيبت آنست که هر روز به طبعی دگری‬

گر تو از پرده برون آيی و رخ بنمايی‬
‫پرده بر کار همه پرده نشينان بدری‬

عذر سعدی ننهد هر که تو را نشناسد‬
حال ديوانه نداند که نديدست پری‬

 

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*